۰۵:۰۰ - سه شنبه ۰۴ اسفند ۱۳۹۴

ستاره‌ای از آسمان شهرستان؛

زندگی و وصیت‌نامه شهید ولی الله نعمتی

شهید ولی الله نعمتی در وصیتنامه خود ضمن توصیه به خواهران در رعایت و حفظ حجاب تاکید کرده؛ من تنها با فرمان امام خمینی بود که به جبهه رفتم و اگر در شب های حمله می دیدید که رزمندگان چطور خود را شناخته اند، پر می زدید و اینجا می آمدید.

به گزارش پایگاه خبری شاهین نا؛ هشـت سـال دفاع مقدس و حماسـه آفرینی رزمندگان اسلام موجب خلـق تفکـر و فرهنگی غنی ای شـد که می تـوان از آن به عنـوان «فرهنگ مقاومـت و پایـداری» نـام برد، این خـود نوعی فرهنگ دینـی، مذهبی و ملی در دوران معاصر محسـوب می شـود.

در فرهنگ ایثار و شهادت کلیدی‌تریـن و مهمتریـن رکن فرهنگ، مفهوم کشته شـدن در راه خـدا (شـهادت) و افتخـار بـه آن می باشد و این عنوان تنها زیبنده مردان مردی است که شجاعانه از همه لذت های دنیوی گذشتند و در برابر هجوم ناجوانمردانه دشمن ایستادگی کرده و جان عزیز خود را تقدیم کردند و نامشان تا ابد در تاریخ ثبت شد.

شهید ولی اله نعمتی یکی از همین مردان است گوشه ای زندگینامه و وصیتنامه این شهید را مرور می کنیم تا چراغی روشن باشد برای هدایت در مسیر غبار گرفته دنیای امروز همه ما.

زندگینامه شهید، پاسدار وظیفه ولی الله نعمتی فرزند حسنعلی یکی از ستارگان شهر گز برخوار که در جزیره ام الرصاص و در عملیات کربلای ۴ آسمانی شد.

لبخند همیشه بر لبهای او نشسته بود. از ویژگی های بارز او شجاعت بود. به رغم سن کمی که داشت نه از شب و تاریکی وحشت داشت و نه از دشمن. در رویارویی با ضد انقلاب مردانه می ایستاد. بحث می کرد و از ارزشهای انقلاب و امام دفاع می کرد مقید به حضور در جلسات مذهبی و معنوی و مقید به انجام واجبات بود به انجام صله ارحام نیز بسیار اهمیت می داد به طوری که هرگاه به مرخصی می آمد قبل از آن که کسی به دیدن او بیاید او به دیدن اقوام می رفت با اینکه قبل از عملیات کربلای ۴ از ناحیه سر مجروح شده بود جراحت خود را از خانواده پنهان می کرد و با توجه به اینکه به دلیل مجروحیت به مرخصی آمده بود ترجیح داد زودتر از موعد به جبهه جنگ و مقاومت برگردد. او در استخدام کارخانه بهریس بود و پس از اعزام به جبهه های نبرد در گردان یونس لشکر ۱۴امام حسین (ع) مشغول به خدمت شد. وی در عملیات کربلای ۴ درحالی که سکان دار قایق بود و نیروها را به آن سوی جزیره ام الرصاص منتقل می کرد ، به دلیل حجم سنگین آتش دشمن، به شهادت رسید و جنازه وی در آب های اروند رود مفقود شد. و پس از گذشت ۹ سال پیکر پاکش به میهن اسلامی بازگشت، پس از تشییع پیکر مطهرش بر دوش مردم  همیشه در صحنه گز برخوار در گلزار شهدای این شهر به خاک سپرده شد.

خاطره ای از شهید ولی الله نعمتی

از مشهد مقدس که برگشت مادرش به او گفت خواب دیدم شهید شده ای، گفت من از امام رضا(ع) طلب شهادت کرده و خواسته ام اگر شهید شدم جنازه ام را به خانواده ام برگرداند ، مفقود الاثر شد اما جنازه اش پس از گذشت ۹ سال انتظار به خانواده برگشت.

بخشی از وصیت نامه شهید؛

… زمان زمانی است که به جای امام حسین(ع)، امام خمینی و به جای یزید، صدام در مقابل هم هستند و اینک حسین زمان دیگر بار ندای «هل من ناصر ینصرنی » سر می دهد، آیا برای یاری دین اسلام حاضر هستید از مادیات دنیا بگذرید و جان و مال و فرزند خود را در راه خدا بدهید یا این که دل به دنیا و زندگانی آن بسته اید. بدانید که خداوند هیچکس را بدون امتحان به بهشت نمی برد.

… من تنها با فرمان امام خمینی بود که به جبهه رفتم و اگر در شب های حمله می دیدید که رزمندگان چطور خود را شناخته اند، مشتاقانه پر می زدید و اینجا می آمدید. از خواهرانم نیز می خواهم حجاب خود را حفظ کنند زیرا حجاب بالاتر از خون شهیدان است..

روحش شاد و راهش پررهرو 

One Response to “زندگی و وصیت‌نامه شهید ولی الله نعمتی”

  1. با تشکر از شما امیدواریم همه ما خادمان خوبی برای شهدا باشیم.

پاسخ دهید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.