۰۷:۲۴ - سه شنبه ۳۱ شهریور ۱۳۹۴

عرفه روز نیایش

فلسفه روز عرفه اين است كه مردم از اين جايگاه به گناه خود اعتراف مى كنند و بعضى آن را جهت تحمل صبر و رنجى مى دانند كه براى رسيدن به آن بايد متحمل شد. چرا كه يكى از معانى عرفه صبر و شكيبايى و تحمل است.

به گزارش پایگاه خبری شاهین نا؛محمد پورمهدی در بینات نوشت/ جبرائيل عليه السلام هنگامى كه مناسك را به ابراهيم مى آموخت، چون به عرفه رسيد به او گفت «عرفت؟» و او پاسخ داد: آرى، لذا به اين نام خوانده شد. و نيز گفته اند سبب آن اين است كه مردم از اين جايگاه به گناه خود اعتراف مى كنند و بعضى آن را جهت تحمل صبر و رنجى مى دانند كه براى رسيدن به آن بايد متحمل شد. چرا كه يكى از معانى عرفه صبر و شكيبايى و تحمل است.

روز عرفه روزشناخت و معرفت است. عرفه روز عرفان حقيقى خالق هستى از راه راز و نياز و توبه است.

دعاى عرفه از سالار شهيدان اباعبدالله الحسين (ع) مى ‏باشد. بشر و بشير فرزندان غالب اسدى مى‏ گويند ما در روز عرفه در عرفات خدمت امام حسين (ع) بوديم. حضرت از خيمه به همراه اهل بيت، فرزندان و شيعيانشان خارج شدند و ايستادند در سمت چپ كوه (جبل الرحمه) در زير آسمان و دست‏هاى خود را با حالت خشوع مقابل صورت گرفتند و اين دعا را خواندند. و اما اين كه اين دعا مربوط به همان سالى باشد كه حضرت به كربلا رفتند به نظر مى‏رسد اين گونه نباشد. بنا به آن چه در برخى مقتل‏ها و در روايتى از امام صادق (ع) آمده است امام حسين (ع) در آن سال حجّشان را تبديل به عمره كردند و در روز هشتم ذى‏الحجه و طبق نقلى در ششم ذى‏الحجه به سمت عراق حركت كردند.

نقش نيايش در وصول به رحمت بيكران الهى، با بيان امام صادق (ع) كه فرمود: «الدُّعاء كهف الإجابه كما أنّ السّحاب كهف المطر» (كافى، 471/ 2) به خوبى روشن است. طبق اين بيان نورانى همان طور كه ابر، قرارگاه باران است، دعا نيز قرارگاه اجابت است. به بيان ديگر، اجابت در درون دعاست، همانطور كه باران در نهاد ابر تعبيه شده است، بنابراين، چنانچه كسى با حسن ظن و خالصانه و عارفانه و به نحو عام دعا كند، خدا هم اجابت خواهد كرد. بخش مهمّى از پيروزى انبياى بزرگ (ع) نيز به بركت دعا بوده است زيرا تظاهرات و عمليات، بخش «جسمانى» پيروزى را تشكيل مى دهد ولى دعا و نيايش «روح» ظفر است چنانكه امام على بن موسى الرضا (ع) همواره به اطرافيان خويش مى فرمود: بر شما باد به سلاح پيامبران: «عليكم بسلاح الأنبياء» آنگاه در پاسخ اينكه سلاح آنان چه بود؟ مى فرمود: دعا. (كافى، 471/ 2) دعا تنها چيزى است كه خدا آن را به انسان تمليك كرده است. انسان جز دعا و تضرع در پيشگاه خداوند مالك چيزى نيست: «يا سريع الرضا اغفر لمن لا يملك إلّا الدّعاء» (مفاتيح الجنان، دعاى كميل) از اين رو در برابر دشمن درون، سلاحى جز ناله ندارد: «و سلاحه البكاء» (مفاتيح الجنان، دعاى كميل) دشمن بيرون را مى توان با سلاح سبك و سنگين از پا درآورد ولى شيطان و دشمن سرسخت درون را تنها با اشك در برابر خدا مى توان رام كرد. بنابراين، كسى كه اهل ناله نيست، مسلح نيست و اگر كسى مسلح نباشد پيروز نخواهد شد زيرا انسان تا زمانى كه خود را مى بيند، خدا را نمى بيند و به درگاه او تضرّع و اظهار عجز نمى كند، وقتى ننالد در نبرد با اهريمن درون و بيرون شكست مى خورد. گرچه همه حالات زندگى براى نيايش مناسب است ولى دوران پربار حج و حضور در مواقف آن، شكوه بيشترى براى دعا و تأثير فراوانترى براى نيايش به درگاه پروردگار جهان دارد و چون دعا از ضمير صاف، مورد قبول است و احرام و آهنگ كعبه ازاد و پاك، در تصفيه ضمير تأثير به سزايى دارد، نيايش در حج و دعا در مواقف آن بهترين اثرها را به همراه خواهد داشت.

از اين رو براى هر برنامه از مناسك حج. دستور ويژه اى در مورد نيايش داده شده است و عمده آن دعاى عرفه در صحراى عرفات و همراه توده مردم گرد آمده از سراسر جهان و عُشاق مشعر و مشتاقان كوى مناست.

روايات فراوانى درباره اعمال روز عرفه و هنگام وقوف در عرفات، به ويژه كيفيت دعا در آن موقف نقل شده كه بخشى از آنها در خصوص دعاهاى آن روز، مانند دعاى عرفه امام حسين و دعاى امام سجّاد (ع) است و بخشى نيز در اهتمام و ترغيب به دعا كردن به ديگران است، به گونه اى كه برخى شاگردان اهل بيت عصمت و طهارت (ع) همه همّ خود را در آن سرزمين كه دعاها در آن مستجاب است، صرف دعا براى غير مى كردند. على بن ابراهيم در اين باره از پدرش نقل كرده كه گفت: عبدالله بن جندب را در عرفات ديدم كه زمانى طولانى دست به سوى آسمان بلند كرده، سيلاب اشك از گونه هايش بر زمين سرازير بود، به گونه اى كه من شخص ديگرى را اين چنين در حال مناجات نديدم. هنگامى كه مردم از عرفات عازم مشعر بودند به او گفتم: كسى را بهتر از تو در حال نيايش نديدم. عبدالله گفت: به خدا سوگند در آن حال فقط برادرانم را دعا مى كردم زيرا از امام كاظم (ع) شنيدم كه فرمود: كسى كه به دور از چشم برادر (ايمانى) اش در حق وى دعا كند از جانب عرش ندا داده مى شود كه صدهزا برابر آنچه براى او خواستى نصيب تو خواهد شد: «من دعا لأخيه بظهر الغيب نودى من العرش: ولك مأه ألف ضعف مثله». پس شايسته نبود كه من صدهزار برابر دعاى مستجاب را به خاطر يك دعا كه برآورد شدنش معلوم نيست واگذارم. (كافى، 508/ 2 و 465/ 4) مشابه اين نقل، درباره ديگر صحابه نيز روايت شده است. (كافى، 465/ 4 466).

در روايت از حضرت صادق (ع) چنين آمده است: «انه من لم يغفر له فى شهر رمضان لم يغفرله الى قابل الا ان شهيد عرفه» اگر كسى در ماه رمضان آمرزيده و بخشوده نگردد تا رمضان آينده آمرزيده نمى شود مگر اين كه روز عرفه (نهم ذى الحجه) را درك كند» از مجموعه روايات استفاده مى شود كه زمينه غفران و آمرزش در ماه رمضان، از هر ماه و فرصت ديگرى فراهم تر است و اگر قرار باشد كسى مورد رحمت و بخشش حق قرار گيرد بايد در اين ماه اين اتفاق رخ دهد و به طور طبيعى كسى كه با وجود فراهم بودن اين همه شرايط و زمينه براى آمرزش در ماه رمضان از اين فيض و عنايت بى بهره بماند، بعيد است كه در غير اين ماه چنين فرصتى برايش پيش آيد، پس بحث در مشكل بودن و بعيد بودن و دشوار بودن و وجود زمينه هاى كمتر در غير ماه رمضان براى آمرزش است نه منتفى بودن و امكان نداشتن آن.

دعاهاى خاص حج آكنده از بركات زمانى و مكانى و غير آن است. بهترين نيايشى كه جنبه سياسى عبادى حج و زيارت را به خوبى تبيين مى كند، هم دستور كفر ستيزى و راه طاغوت زدايى و رسم سلحشورى و سنّت سركوبى جنايتكاران را ارائه مى كند و هم ستايش حكومت اسلامى و تقدير دولت مكتبى و ظهور ولايت الهى را نشان مى دهد و هم تجلّى هستى ذات اقدس خداوند و ظهور گسترده و همه جانبه آن ذات مقدس را تفهيم مى كند. نمودارى از اين ابعاد گوناگون دعاى عرفه ذيلا بيان مى شود: دربخشى از آن دعا، قدرت لايزال الهى در كوبيدن جبّاران و اينكه خداوند هر كفر پيشه و ستمگرى را ريشه كن مى كند مطرح شده است: «فقطع دابر القوم الّذين ظلموا و الحمد لله ربّ العالمين»، آنجا كه مى فرمايد: و او (خداى سبحان) شنواى دعاها و دور كننده بديها و بالابرنده درجات و كوبنده ستمگران است. پس معبودى جز او نباشد و چيزى عديل او نيست و مثل و مانند ندارد: «و هو للدُّعوات سامع و للكربات دافع وللدرجات رافع وللجبابره‏قامع، فلاإله غيره و لا شى‏ء يعدله وليس كمثله شى‏ء». دربخش ديگر، عنايت خداوند نسبت به دولت الهى و تولّد در زمان حكومت اسلامى و نجات از پيشتازان كفر و الحاد و حكمرانان خودسر و خون آشام تبيين شده است آنجا كه به خداوند عرض مى كند:

معبودا به خاطر رأفت و مهربانى و لطف و احسانى كه به من داشتى مرا در روزگار دولت پيشوايان كفر كه پيمان تو را شكستند و پيامبرانت را تكذيب كردند، به دنياى نياوردى بلكه در روزگارى به وجودم آوردى كه هدايتى كه تو آن را براى من ميسر گردانيدى و مرا در آن پديد آوردى، بر وجود من پيشى گرفته بود. در بخشهايى از آن دعاى شريف، عاليترين مراحل توحيد بيان شده است. در آن بخش از دعا اين نكته به خوبى تبيين و بر آن تصريح شده است كه پى بردن به خداوند از راه آثار و آيات او همانند پى بردن به آفتاب در فضاى روشن روز به وسيله شمع كم نور است زيرا ذات اقدس خداوند از هر ظاهرى آشكارتر و از هر نورى نورانى تر است و هرگز غايب نشده و نمى شود تا نيازى به استظهار داشته باشد و هر عارفى قبل از هر چيز اول او را مشاهده مى كند و بعد آثار او را، و آنكه خدا را رقيب و ناظر نمى بيند نابيناست و…. در قسمتى از بخش پايانى دعاى عرفه كه بدان اشاره شد چنين آمده است:… معبودا تردّد من در آثار، موجب دورى وصول و شهود مى شود. پس مرا خدمتى فرماى تا به تو رساندم.

در اين بخش، امام حسين (ع) به خداى سبحان عرض مى كند: «خدايا گرچه درقرآن فرمودى: سراسر عالم نشانه هاى توحيد است، ولى مرا به نشانه ها ارجاع نده زيرا اگر مرا به آثار آفاقى يا انفسى ارجاع دهى، تا از نشانه ها به صاحب نشان برسم مسيرى بس طولانى مى شود. خودت را به من نشان ده اين نشانه ها توان آنكه تو را به طور كامل نشان دهد ندارد. حتى سرزمين مكه و مواقف حج را كه فرمودى: «فيه ايات بيّنات»، هيچ يك چنان ظهورى كه تو را بنماياند ندارد. پس خودت را آن چنان به من بنما كه بى واسطه وبا شهود قلبى توراببينم». اين بيانات نورانى وعميق، سخن كسى است كه پروردگارش شراب طهور بدو نوشانيد وضميرش از نظر به غير ساقى پاك واز حب شراب، اگرچه طهور است، مطهر ماند زيراقلب اوچنان به حب ساقى شيفته بود كه جايگاهى براى عشق به ديگرى درآن يافت نمى شد. چنين دعايى سزاست كه مغز همه عبادات باشد زيرا  عبادتى صرف است كه هيچ مجالى براى ظهور غير معبود در آن نيست و جز معبود در آن طلب نمى شود ومقصودى جز شناخت معبود به خود معبود  و نه با چيز ديگرى همچون ايات افاقى ياانفسى درآن نيست.

بر خلاف ساير بخشهاى دعا كه يا استدلال برخداى سبحان است به وسيله آيات آفاقى، كه در اين حالت هريك ازمستدل و دليل و مدلول در جايگاهى جدا از خدا قرارمى گيرند، و يا استدلال بر خداى تعالى است به وسيله آيات انفسى، كه در اين حالت اگرچه مستدل و دليل متحد مى شود اما هر يك از آن دو از مدلول جدا مى گردد و معلوم است كه دليل اگرعين مدلول نباشد ممكن نيست كه بتواند بر آن كاملا دلالت كند، برخلاف موردى كه دليل عين مدلول باشد چنانكه در اين دعاى رفيع همين نكته به چشم مى خورد زيرا امام حسين (ع) به خدا برخدا استدلال مى كند و او را از ذات آشكارش مى شناسد وحكم مى كند به اينكه ظهورى براى غير خداى تعالى نيست تا آشكاركننده خداوند باشد. خلاصه آنكه، اين دعا برهان صديقين را به حكماى متأله اسلامى تعليم داد و عرفا رانيز به شهود تشويق كرد ومتعبدان را هشدار داد و سالكان را بيداركرد تا در وادى ايمن دوست قدم گذاشته وراهى را بپيمايند كه عين هدف است زيرا از خدا به خدا رسيدن يعنى از مقصد به مقصود نائل آمدن.

منابع:

۱-قرآن کریم

۲-نيايش حسين (ع)، علامه محمدتقى جعفرى

۳- صهبای حج٬ آیة الله جوادی آملی

۴- ترجمه منتخب كامل الزيارات، ابن قولويه، علامه عبدالحسين امينى

۵- علوم حديث (فصلنامه علمى تخصصى)، س 1، ش 1، دانشكده علوم حديث

۶- بحارالانوار، ج 45، ص 85- 86

۷- مفاتيح، اعمال ماه رمضان٬دعای عرفه امام حسین(ع)

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.