۱۲:۱۲ - شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵

کارآفرینی در طراحی و تولید لوازم‌التحریر رومیزی؛

گفتگو با وحید رجائی بنیان‌گذار محصولات اداری «نومیز»

یکی از اشتباهات رایج در میان خیلی از مهندسان جوان این است که فکر می‌کنند بخش اصلی کار، ساختن محصول است، درحالی‌که این فقط بخشی از مسئله است. من برای توصیف این وضعیت از اصطلاح «مدیر تولیدکننده» استفاده می‌کنم؛ یعنی کسی که زمان و انرژی اصلی‌اش را صرف طراحی محصول می‌کند، اما از فروش و بازار غافل است

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «شاهین پرس»؛ نومیز از سال ۱۳۹۲ با طراحی اولین محصول خود به نام «نگهدارنده کتاب» آغاز شد و در طی این سال‌ها با ارتقاء محصول و همچنین اضافه کردن دیگر محصولات اداری و تحریر، تلاش می‌کند زیبایی و کارایی را برای میز کار مشتریان به ارمغان بیاورد.

در ادامه به گفتگو با آقای وحید رجایی، بنیانگذار نشان تجاری نومیز می‌نشینیم که خودش و سایر طراحان مؤسسه، همگی از دانش‌آموختگان دبیرستان‌های سمپاد و بعدها بهترین دانشگاه‌های صنعتی کشور هستند.

***

* لطفاً از سوابق خود بگویید و بفرمایید چه شد که به سمت راه‌اندازی یک فعالیت تولیدی رفتید؟

وحید رجائی: فارغ‌التحصیل مهندسی صنایع و بنیان‌گذار مجموعه “نومیز” هستم. در کنار نومیز، در راه‌اندازی مجموعه مهندسی هگزاپوشش نیز مشارکت داشته‌ام و در حال حاضر عضو هیئت‌مدیره شرکت گسترش تجارت فراسو هستم.
از همان سال‌های بعد از کارشناسی، به فضای تولید علاقه‌مند بودم و هم به‌صورت عملی در بخش تولیدی یک شرکت الکترونیکی تجربه کسب کرده بودم.
حدود سال ۱۳۹۲، زمانی که برای کنکور کارشناسی ارشد مطالعه می‌کردم، هر روز با یک مسئله ساده اما آزاردهنده درگیر بودم: کتاب‌های سنگین و متعددی داشتم که گاهی لازم بود آن‌ها را در زاویه‌ای مناسب مقابل صورتم باز نگه دارم، اما نگه داشتن طولانی‌مدت کتاب با دست یا خم نگه داشتن سر روی کتاب، از نظر فیزیکی خسته‌کننده بود.
همین تجربه شخصی باعث شد به این فکر کنم که آیا می‌شود وسیله‌ای طراحی کرد که کتاب را در زاویه مناسب نگه دارد و مطالعه را راحت‌تر و ارگونومیک‌تر کند. از همان‌جا ایده اولیه محصولی که بعداً نام «نگهدارنده کتاب» را برایش انتخاب کردم شکل گرفت.

 

* ایده‌های زیادی به ذهن افراد می‌رسد اما تعداد کمی از آن‌ها به محصول واقعی تبدیل می‌شوند. شما این ایده را چطور از مرحله فکر به طراحی و ساخت رساندید؟

وحید رجائی: ترکیب تحصیلاتم در مهندسی صنایع و تجربه‌ای که در فضای تولید داشتم، باعث شده بود مسیر تبدیل ایده به محصول برایم صرفاً یک خیال نباشد. می‌دانستم که برای رسیدن به یک محصول واقعی باید هم نیاز بازار را سنجید و هم از ابتدا به ساخت‌پذیری و امکان تولید فکر کرد.
به همین دلیل، قبل از هر چیز بازار را بررسی کردم. آن زمان نمونه‌ای پلاستیکی با نامی دیگر در بازار وجود داشت، اما وقتی آن را تهیه و استفاده کردم متوجه شدم نیازهای من را به‌خوبی برطرف نمی‌کند و چند نقطه ضعف جدی دارد. همین موضوع برای من نشانه‌ای بود که هنوز جا برای ارائه محصولی بهتر وجود دارد.
بعد از آن طراحی را شروع کردم و تلاش کردم محصولی بسازم که قبل از هر چیز خودم حاضر باشم هر روز از آن استفاده کنم.
ایده اصلی این بود که وسیله بتواند کتاب را در زوایای مختلف مقابل صورت نگه دارد و در عین حال با استفاده از گیره‌هایی، صفحات کتاب را باز و ثابت نگه دارد تا فرد بدون نیاز به گرفتن کتاب با دست، در وضعیت بدنی مناسب‌تری مطالعه کند.
اولین نمونه را با ترکیبی از MDF و اتصالات فلزی ساختم؛ ترکیبی که هم با تجربه قبلی‌ام در کارهای تولیدی برایم آشنا بود و هم از نظر استحکام و امکان ساخت، انتخاب مناسبی به نظر می‌رسید.

در جمع دوستان نومیز: از راست آقایان کامیاب معصومی، سیدعلی ثابتی، جواد جلوانی (خبرنگار)، وحید رجایی

در جمع دوستان نومیز: از راست آقایان کامیاب معصومی، سیدعلی ثابتی، جواد جلوانی (خبرنگار)، وحید رجایی

* فاصله بین ساخت نمونه اولیه و رسیدن به فروش واقعی معمولاً یکی از سخت‌ترین مراحل هر کسب‌وکار است. شما چطور محصول را وارد بازار کردید؟

رجائی: دقیقاً همین‌طور است. خیلی از پروژه‌ها نه در مرحله ایده، بلکه در فاصله بین «ساختن» و «فروختن» متوقف می‌شوند. برای من هم این فاصله، دوره‌ای طولانی و پرچالش بود.
سرمایه اولیه زیادی نداشتم و مهم‌تر از آن، کانال فروش مشخصی هم در اختیارم نبود. از طرف دیگر، تجربه من نشان داد که ورود به بازار سنتی برای یک نفر، به‌خصوص وقتی بخواهد هم‌زمان تولید هم بکند، کار ساده‌ای نیست. پیگیری فروش، معرفی محصول و وصول مطالبات در آن فضا زمان و انرژی زیادی می‌گیرد.
به همین دلیل تصمیم گرفتم از مسیر اینترنت شروع کنم. یک وبلاگ ساده راه‌اندازی کردم و از همان‌جا محصول را معرفی کردم. اولین فروش‌ها هم از همان بستر شکل گرفت.
در آن دوره تولید را به‌صورت خانگی و با حداقل امکانات انجام می‌دادم. معمولاً محصول را در پارت‌های حدود ۵۰ عددی تولید می‌کردم و در بازه‌ای حدود یک ماه به فروش می‌رساندم.

آن زمان این کار برای من بیشتر از آنکه یک شغل اصلی باشد، یک تجربه جدی و یک پروژه مورد علاقه بود، چون تمرکز اصلی‌ام همچنان روی ادامه تحصیل بود. با این حال، همان فروش‌های اولیه برایم بسیار مهم بودند، چون نشان می‌دادند این محصول می‌تواند برای دیگران هم مسئله‌ای واقعی را حل کند.

* چه زمانی احساس کردید این فعالیت می‌تواند از یک تجربه شخصی فراتر برود و به یک کسب‌وکار جدی تبدیل شود؟

وحید رجائی: این اتفاق خیلی ناگهانی و در عین حال تعیین‌کننده بود. تا مدت‌ها کار در مقیاس محدود جلو می‌رفت و من هم تلاش می‌کردم به‌تدریج تجربه بیشتری در تولید و فروش به دست بیاورم. حتی در مقاطعی بخشی از کار را به افرادی که آموزش داده بودم برون‌سپاری کردم، اما این همکاری‌ها چندان پایدار نبود.
مشکل اصلی همچنان فروش بود. من به‌مرور به این نتیجه رسیدم که تا وقتی جریان فروش شکل نگیرد، افزایش ظرفیت تولید به‌تنهایی کمکی به رشد کسب‌وکار نمی‌کند.
نقطه عطف زمانی بود که از یک شرکت فعال در حوزه پزشکی، سفارش نسبتاً بزرگی دریافت کردم. حجم این سفارش ۲۵۰۰ عدد بود و برای من که تا آن زمان کار را در مقیاس کوچک‌تری پیش برده بودم، این یک جهش جدی محسوب می‌شد.
در ابتدا حتی تصورم این بود که شاید چنین سفارشی جدی نباشد، اما خیلی زود مشخص شد که باید در زمانی محدود آن را اجرا کنم. همین سفارش، عملاً من را وارد مرحله‌ای کرد که دیگر نمی‌شد با همان ذهنیت قبلیِ تولید محدود و خانگی به آن نگاه کرد.

* اجرای چنین سفارشی حتماً چالش‌های زیادی به همراه داشته است. آن دوره را چطور پشت سر گذاشتید؟

وحید رجائی: بله، آن پروژه عملاً فشرده‌شده چند سال تجربه بود. برای اجرای آن به نیروی انسانی، فضای کار، تجهیزات و هماهنگی بسیار بیشتری نیاز داشتیم. در این مسیر، یکی از دوستانم که تجربه مدیریت‌های فرهنگی و ستادی داشت، کمک زیادی به من کرد.
همچنین توانستیم خیلی سریع تیمی حدود ۲۰ نفره تشکیل دهیم که بیشتر اعضای آن از یک تشکل فرهنگی (مجمع فرهنگی شهید اژه‌ای) بودند؛ مجموعه‌ای که هم من و هم آن دوستم در آن عضویت داشتیم. همین شبکه انسانی و اعتماد متقابل، در آن شرایط فشرده نقش مهمی در پیشبرد کار داشت.
در طول حدود یک ماه و نیم، با مجموعه‌ای از چالش‌ها روبه‌رو شدیم که شاید یک کسب‌وکار در شرایط عادی طی چند سال تجربه کند؛ از جذب و آموزش نیرو گرفته تا خطاهای تولید، تأخیر در تأمین مواد اولیه، هماهنگی بین افراد، کنترل کیفیت و فشردگی شدید زمان.
تفاوت اصلی این بود که برای هر مسئله زمان بسیار کمی داشتیم و باید خیلی سریع تصمیم می‌گرفتیم. در چنین شرایطی، انعطاف‌پذیری، کار تیمی، اعتمادبه‌نفس و البته آمادگی برای پذیرش خطا و اصلاح سریع آن، نقش تعیین‌کننده‌ای پیدا می‌کند.
در نهایت سفارش با حدود یک هفته تأخیر تحویل داده شد، اما برای من ارزش این تجربه فقط در درآمد آن خلاصه نمی‌شد. بخش مهم‌تر این بود که در عمل فهمیدم تولید در مقیاس بالاتر چه الزاماتی دارد؛ از مدیریت نیرو و زمان گرفته تا تأمین، کنترل کیفیت و تصمیم‌گیری زیر فشار.

* بعد از آن تجربه، کسب‌وکار شما چه مسیری را طی کرد؟

رجائی: بعد از آن دوره دوباره فعالیت به مقیاس کوچک‌تری برگشت، اما دیگر شکل کار مثل قبل خانگی نبود. به‌تدریج فعالیت به کارگاه‌های اشتراکی منتقل شد و تجربه سفارش بزرگ باعث شد نگاه من به کار حرفه‌ای‌تر شود.
در سال ۱۳۹۸ کارگاه مستقل خودمان را با برند «نومیز» راه‌اندازی کردیم و با جذب نیرو، وارد مرحله تازه‌ای شدیم. در آن مقطع احساس می‌کردم ظرفیت بازار برای این محصول و حتی برای توسعه محصولات دیگر بالاست و باید تولید را جدی‌تر و گسترده‌تر دنبال کنم. از طرف دیگر، انرژی زیادی برای طراحی و توسعه محصولات جدید داشتم و همین باعث می‌شد بیش از گذشته نیاز به یک همراه قابل اعتماد را احساس کنم.
در همین مقطع، به‌صورت اتفاقی متوجه شدم یکی از دوستان قدیمی‌ام (آقای علی ثابتی) که او را از همان مجموعه فرهنگی می‌شناختم، از کار قبلی‌اش خارج شده است. این فرصت را غنیمت شمردم و با او تماس گرفتم. آن گفت‌وگو سرآغاز همکاری‌ای شد که تا امروز ادامه دارد و اکنون او شریک و مدیر داخلی مجموعه است.

 

* جایی به چالش فروش اشاره کردید. این مسئله در تجربه شما چه اندازه تعیین‌کننده بوده است؟

رجائی: بسیار تعیین‌کننده. یکی از اشتباهات رایج در میان خیلی از مهندسان و تولیدکنندگان جوان این است که فکر می‌کنند بخش اصلی کار، ساختن محصول است، در حالی که ساختن فقط بخشی از مسئله است.
من برای توصیف این وضعیت گاهی از اصطلاح «مدیر تولیدکننده» استفاده می‌کنم؛ یعنی کسی که زمان و انرژی اصلی‌اش را صرف طراحی، ساخت و بهبود محصول می‌کند، اما از فروش و بازار غافل می‌ماند.
واقعیت این است که اگر فروش شکل نگیرد، حتی محصول خوب هم نمی‌تواند کسب‌وکار را زنده نگه دارد. در مقابل، افرادی که مهارت فروش و بازاریابی دارند، حتی اگر خودشان تولیدکننده نباشند، معمولاً بهتر می‌توانند جریان مالی ایجاد کنند و کسب‌وکار را سرپا نگه دارند.
این نکته را من نه از روی تئوری، بلکه از دل تجربه شخصی فهمیدم. در دوره‌هایی ظرفیت تولید داشتم، اما چون کانال فروش باثبات و مؤثر نداشتم، امکان توسعه‌ای که انتظارش را داشتم به وجود نمی‌آمد.
به همین دلیل فکر می‌کنم یک تولیدکننده اگر خودش فروشنده خوبی نیست، یا باید این مهارت را به‌طور جدی یاد بگیرد، یا در کنار خود کسی را داشته باشد که این بخش را حرفه‌ای پیش ببرد.

* امروز مجموعه شما در چه وضعیتی قرار دارد؟

رجائی: امروز مجموعه ما با نام «نومیز» یا به تعبیری «خانواده نومیز» همچنان فعال است و با وجود همه دشواری‌های سال‌های اخیر، مسیر خود را ادامه داده است.
نومیز امروز محصولات مختلفی را در زمینه لوازم تحریر رومیزی ارائه می‌دهد و حدود ۱۰ تا ۱۵ نفر به‌واسطه این مجموعه مشغول به کار هستند. همچنین در طول این سال‌ها توانسته‌ایم کانال‌های فروش متنوع‌تری ایجاد کنیم که همین موضوع به پایداری کار کمک کرده است.
علاوه بر این، بعدها از جانب نومیز چند کسب‌وکار فرعی دیگر را هم آغاز کردیم که خوشبختانه آن‌ها نیز موفق بوده‌اند و حتی برخی از آن‌ها از خود نومیز هم بزرگ‌تر شده‌اند.
برای من این روند نشان می‌دهد که اگر یک هسته کسب‌وکار، با وجود همه دشواری‌ها، بتواند سرپا بماند و رشد کند، می‌تواند به بستری برای شکل‌گیری مسیرهای تازه‌تر هم تبدیل شود.

تماس با “نومیز”

فروش:
03132613898

۰۹۱۳۴۵۹۵۰۹۴
اداری:
09130274228
مدیریت:
09132256567

https://www.nowmiz.ir/

اصفهان، بلوار ارغوانیه، کوچه ۱۱، پلاک ۳۸

انتهای پیام/

همچنین بخوانید:

دیدگاهتان را بنویسید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.