۰۷:۵۰ - یکشنبه ۰۶ دی ۱۳۹۴

بازخوانی فتنه 88؛

ضرورت داشتن بصیرت در تبعیت پذیری و انتخاب هدف بر اساس آیات و روایات

بصیرت تنها این نیست که ببینیم و بشنویم، بلکه باید از عبرت ها پند گرفت تا عبرت دیگران نشد. عقل تنها راه نجات و هدایت گر بشر به راستی ها و خیرخواهی است.

به گزارش  پایگاه خبری شاهین نا؛ حجت الاسلام حسن اسلامی/ «و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب»

۹ دی هرسال، سالگرد حماسه مردم و بحق از ایام الهی است که باعنایات الهی شور و شعور مردم حق طلب با بصیرت به اندیشه های مقام معظم رهبری بپا خواستند و گمراهان را از ظلمات بی بصیرتی به نور بصیرت رهنمون ساختند.
گرامیداشت ۹ دی در شکرگذاری و قدرشناسی از حرکت اقیانوس بزرگ ملت در حمایت از اصول اسلام و انقلاب اسلامی است.

 در سال ۱۳۸۸ بدنبال برگزاری انتخابات با شکوه ریاست جمهوری که قریب به ۴۰ میلیون نفر شرکت کرده بودند شاهد رویدادهائی بودیم که رسوائی منافقین داخلی و اربابانشان در خارج و داخل را ببار آورد. عده ای خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب دشمن دیرینه نظام ریختند، جامعه را متشنج کردند و عده ای را هم به شهادت رساندند. خواص بی بصیرت نیز نه تنها موضع صریح و روشن خود را بیان نکردند و چه بسا آتش بیار معرکه شدند. مفسدان اقتصادی نیز با بیت المال سرویس دهی مالی کردند تا اینکه اوج بدبختی و سیه روزی خود را در روز عاشورا ۸۸ به منصه ظهور گذاشتند و اهداف مخفی خود را با آتش کشیدن پرچم عزای امام حسین (ع) برای ملت ایران واضح و روشن کردند. می شود اذعان داشت که غیر از دشمنیهای ایادی استکبار داخلی و خارجی ، غفلت و عدم بصیرت عده ای باعث بروز چنین حوادثی شد که بنا داریم ذیلا نکاتی را باختصار تقدیم نمائیم.

از مجموع موضع گیری افراد غافل در طول تاریخ، حب نفس، حب مقام و جاه، حب دنیا و تلاش برای ماندن در این دنیای فانی است بهر قیمتی می خواهند در پستی که اشغال کرده اند بمانند. بهر قیمتی می خواهند کسب مال و ثروت کنند و از مقام خودشان به مقام های بالاتر برسند. از زیر سوال بردن خداوند و دستوراتش، تا زیر سوال بردن انبیاء و اولیای الهی، از خدشه به اصل دین تا تغییر ارزشها و آرمانهای انقلاب اسلامی، از به آتش کشیدن پرچم عاشورا تا پاره کردن عکس امام راحل (ره) ، از زیر سوال بردن فرامین خمینی کبیر (ره)تا مطرح کردن شورای شدن رهبری و ولایت فقیه و ایجاد تزلزل در ارکان انقلاب و تفرقه بین امت اسلامی، خلاصه تمام تلاش و فعالیت شبانه روزی آنها حفظ تمامیت خواهی و سهم خواهی از نظامی است که با خون هزاران هزار عزیز آبیاری شده و هنوز سربازان فداکار رهبری و نظام در جبهه های نبرد با تکفیری ها و داعشی و ایادی استکبار جهانی مشغول مبارزه هستند و هر روز شاهد تشییع پیکر مطهرشان هستیم.

چه خوب و واضح می شود شناخت دنیاطلبان، زراندوزان، جاه طلبان و شهرت طلبان غافل را، آنها دل به استکبار جهانی دوخته اند و راه نجات خود و کشور را دلدادگی به شیاطین بزرگ می دانندو غافل از اینکه ان تنصروا الله ینصرکم  یثبت اقدامکم وعده حق تعالی است.

اینها غافل از این هستند که عزت دست خداست من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا، رهبری مملکت اسلامی را هر کسی قابل نیست، لیاقت می خواهد، شایستگی های لازم را نیاز دارد، توجهات و تاییدات اولیای خدا باید باشد، دعای خیر خانوادهای شهدا، جانبازان، آزادگان باید همراه باشد و …

مرفهان بی درد، دنیا طلبان، مفسدان اقتصادی، بزک کنندگان چهره شیاطین، پیروان عمر و عاص ها و معاویه هستند که روزبروز بر بی آبروکردن خود تلاش می نمایند.

راه نجات، همانطور که امام راحل (ره) فرمودند: پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به مملکت شما آسیبی نرسد، تبعیت و پیروی از رهبری و ولایت فقیه زمان، حضرت ایه الله العظمی امام خامنه ای (دام الله ظله علی روس المسلمین )این خلف صالح خمینی کبیر است، این شخصیتی که دوست و دشمن، ویژگیهای منحصر بفردش را اذعان دارند و هر روز شناختشان به این عزیز فرهیخته بیشتر و بیشتر می شود. اما متاسفانه بعضی خودیها  قدردان، رهبری های خردمندانه و تدابیر حکیمانه او نیستند. 

 و ما باید در آستانه انتخابات مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی ،نمایندگان واقعی مردم که حامی اصل خدشه ناپذیر ولایت فقیه هستند را برگزینیم و با این امر موجبات تقویت رهبری نظام را فراهم نمائیم . شاخصه نمایندگان اصلح را  می توان در ولایتمداری آنها، پیروی زبانی و عملی از فرامین معظم له، و نه فقط در گفتار، دلسوزی آنها برای نظام مقدس در گفتار و عمل، بصیرت و ژرف نگری آنها در تحلیل مسائل سیاسی و دوری از جریان نفاق و فتنه گران سال ۸۸ و ۷۸ و … دانست.

رهبر حکیم انقلاب اوایل شهریور ماه سال گذشته (۱۳۹۳)در دیدار رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت گفتند: « مسئله فتنه و فتنه گران، از مسائل مهم و از خطوط قرمز است که آقایان وزرا باید همانگونه که در جلسه رأی اعتماد خود بر فاصله گذاری با آن تأکید کردند، همچنان بر آن پایبند باشند»

بر همین این اساس داوطلبان نامزدی در مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی نیز باید مرز و ارتباط خود را با فتنه و خطوط قرمز نظام مشخص کنند.

 قرآن مجید در آیه ۵ سوره ابراهیم میفرماید:  وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآیَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللّهِ إِنَّ فِی ذَلِکَ لآیَاتٍ لِّکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ: و در حقیقت، موسى را با آیات خود فرستادیم [و به او فرمودیم‏] که قوم خود را از تاریکیها به سوى روشنایى بیرون آور، و روزهاى خدا را به آنان یادآورى کن، که قطعاً در این [یادآورى‏]، براى هر شکیباىِ سپاسگزارى عبرتهاست. 
ایام الله از روزهایی است که قوم و ملتی از ظلمات بیرون می آیند و به نورهدایت روشن می‌شوند وخداوند از پیامبرانش میخواهد این روزها رابه آنان مکررا یاد آوری کنند.

مفهوم بصیرت

مفسران سه معنا برای واژه بصیرت در قرآن برشمرده اند:

۱- یقین و اطمینان: (أَدْعُوا إِلَی اللَّهِ عَلَی بَصِیرَهٍ) (یوسف: ۱۰۸) پیامبر در این آیه اعلان می دارد که با یقین و اطمینان و از روی بصیرت کامل و معرفتی که حق و باطل را از هم جدا می سازد، به خدا دعوت می کند.

۲- شاهد: (بَلِ الْإِنسَانُ عَلَی نَفْسِهِ بَصِیرَهٌ) (قیامت: ۱۴) در تفسیر این آیه دو احتمال وجود دارد. یکی اینکه انسان خود شاهد اعمال خویش است که در این صورت تاء در بصیرت برای مبالغه خواهد بود. دیگر آنکه این آیه معنایی مشابه آیه ۲۴ سوره نور دارد و به این صورت که شاهدانی از انسان مانند اعضاء و جوارحش بر اعمال او نظارت دارند.

۳- دلایل روشن: (قَدْ جَاءَکم بَصَائِرُ مِن رَبِّکمْ) (انعام: ۱۰۴) و نیز (اعراف: ۲۰۳؛ اسراء: ۱۰۲ و جاثیه: ۲۰) بیشتر مفسران بصائر  (جمع بصیرت) را به معنای حجج و بینات دانسته اند که باعث شناخت هدایت از ظلالت و ایمان از کفر یا موجب علم و آگاهی می شود. از آن جهت به نشانه و دلایل روشن و قاطع الهی بصائر گفته اند که موجب بینایی قلب و درک حقایق به وسیله آن می شود.         (ر.ک. دایره المعارف قرآن، ج ۵)

بصیرت در لغت به معنی عقیده قلبی، شناخت، یقین، زیرکی و عبرت است و در اصطلاح عبارت است از قوه ای در قلب شخص که به نور قدسی منور بوده به وسیله آن حقایق اشیاء و امور ادراک می شود. همانگونه که شخص به وسیله چشم صور و ظواهر اشیاء را می بیند. همچنین بصیرت، معرفت و اعتقاد حاصل شده در قلب، نسبت به امور دینی و حقایق امور است.(ر.ک. فرهنگ قرآن، ص ۱۶۳)

در قرآن با دوگونه بینایی ظاهری و باطنی (قلبی) یا به تعبیری عقلی مواجه هستیم. روایاتی از معصومین نیز صادر شده است همچون: امام صادق علیه السلام: (العامل علی غیر بصیره کالسائر علی غیر الطریق، لا یزیده سرعه السیر من الطریق الا بعدا) آن کس که بدون بینش عمل کند به کسی می ماند که از بیراهه رود که هر چه سریع تر برود، از راه دورتر گردد.(دائره المعارف جامع اسلامی، ج ۲، ص ۱۴۳)

پیامبر اکرم صلی الله وعلیه وآله: کور آن نیست که چشمش نابینا باشد، بلکه کور (واقعی) آن کسی است که دیده بصیرتش کور باشد.(میزان الحکمه، ج ۲)

امام علی علیه السلام:از دست دادن بینایی آسانتر است تا از دست دادن بینش.(همان)

و در تفاسیر از آن به بصر و بصیرت تعبیر شده است. زمخشری بصر را نور چشم و قوه بینایی و بصیرت را نور قلب و ابزار تأمل و تفکر می داند. در برخی آیات این دو گونه بینایی در کنار هم قرار گرفته اند: (… وَتَرَاهُمْ ینظُرُونَ إِلَیک وَهُمْ لاَیبْصِرُونَ.) (اعراف: ۱۹۸) آیات فراوانی، بینایی ظاهری را کنایه از بینایی عقلی یا باطنی گرفته است. دانشمندان مسلمان با استناد به آیات قرآنی بر این عقیده اند که در قلب انسان نیرویی برای دریافت نور الهی وجود دارد و برای اثبات آن مدعا به آیه ۲۲ زمر استناد می کنند: (أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلاَمِ فَهُوَ عَلَی نُورٍ مِن رَبِّهِ) همچنین به روح الهی نیز از آن تعبیر شده است. (فَإِذَا سَوَّیتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی) (حجر: ۲۹) و عقل نظری، بصیرت باطنی، نور ایمان و یقین نیز نامیده می شود که توانایی آن در شناخت مفاهیم عقلی همچون شناخت و ادراک خداوند و نیازمندی عالم به مدبری حکیم است. عرفا بیشتر آن را نور یا روح الهی می نامند و آن را نیرویی می دانند که دل را به نیرویی قدسی منور می کند و به وسیله آن حقایق امور شناخته شده، حق و باطل از هم تمییز داده می شود و آن در مقام چشم برای قلب است. در فلسفه نیز از آن به قوه عاقله یا قوه قدسیه تعبیر می کنند.(ر.ک. دائره المعارف قرآن، ص ۵۷۵ – ۵۷۶)

عوامل بصیرت بر اساس آیات

۱- آیات خدا: آیات الهی در زمین و انسان (آفاقی و انفسی) از عوامل بصیرت است. (وَفِی الْأَرْضِ آیاتٌ لِلْمُوقِنِینَ × وَفِی أَنفُسِکمْ أَفَلاَ تُبْصِرُونَ) (ذاریات: ۲۰ – ۲۱) آیات الهی در زمین و آسمان، مایه بصیرت است. (أَفَلَمْ ینظُرُوا إِلَی السَّماءِ فَوْقَهُمْ کیفَ بَنَینَاهَا وَزَینَّاهَا وَمَا لَهَا مِن فُرُوجٍ) × وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَینَا فِیهَا رَوَاسِی وَأَنْبَتْنَا فِیهَا مِن کلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ × تَبْصِرَهً وَذِکرَی لِکلِّ عَبْدٍ مُنِیبٍ) (ق: ۶، ۷، ۸)

۲- آخرت اندیشی: آخرت اندیشی و دنیاگریزی سبب پیدایش بصیرت می شود. (واذکر عبدنا… اولی الایدی و الابصار) (انا اخلصنهم بخالصه ذکری الدار) (علت این برداشت بر اساس آن است که جمله (انا اخلصنهم…) علت اوصاف و ویژگی هایی باشد که برای پیامبران ذکر شده که از جمله آنها (اولی الابصار) است.

۳- امدادهای خدا: امدادهای الهی و پیروزی مسلمانان در غزوه بدر و بنی نضیر از عوامل عبرت و بصیرت است. (حشر: ۲؛ آل عمران: ۱۳)

۴-  ایمان: ایمان زمینه ای برای بیدار دلی و بصیرت ایجاد می کند. (… هذَا بَصَائِرُ مِن رَبِّکمْ… لِقَوْمٍ یؤْمِنُونَ) (اعراف: ۲۰۳(

۵-  تقوا: تقوا و پرهیزگاری از عوامل روشنایی ضمیر و بیدار دلی است. (إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیطَانِ تَذَکرُوا فَإِذَا هُم مُبْصِرُونَ) (اعراف: ۲۰۱)

۶-  قرآن: قرآن مایه بصیرت و باز شدن چشم دل است. (… قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَایوحَی إِلَی مِن رَبِّی هذَا بَصَائِرُ مِن رَبِّکمْ…) (اعراف: ۲۰۳) (هذَا بَصَائِرُ لِلنَّاسِ…) که در اینجا هذا اشاره به قرآن است. (جاثیه: ۲۰)

۷-  گردش شب و روز: گردش شب و روز از عوامل بصیرت انسان هاست. (یقَلِّبُ اللَّهُ الَّیلَ وَالنَّهَارَ إِنَّ فِی ذلِک لَعِبْرَهً لِأُوْلِی الْأَبْصَارِ) (نور: ۴۴)

۸-  گسترش زمین: گسترده شدن زمین و قرار گرفتن کوههای بلند در آن، زمینه بصیرت را برای بندگان توبه کننده فراهم کرده است. (وَالْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَأَلْقَینَا فِیهَا رَوَاسِی وَأَنْبَتْنَا فِیهَا مِن کلِّ زَوْجٍ بَهِیجٍ × تَبْصِرَهً وَذِکرَی لِکلِّ عَبْدٍ مُنِیبٍ) (ق: ۷ و ۸)

۹-  معجزه: (الف) اعطای ناقه به صالح علیه السلام به صورت معجزه، سبب پیدایش بینش صحیح می شود. (… وَآتَینَا ثَمُودَ النَّاقَهَ مُبْصِرَهً…) (اسراء: ۵۹)

ب) معجزات موسی علیه السلام از عوامل بصیرت آدمیان است. (وَلَقَدْ آتَینَا مُوسَی تِسْعَ آیاتٍ بَینَاتِ… فَقَالَ لَهُ فِرْعَوْنُ…) (اسراء: ۱۰۱)

۱۰-  یاد خدا: ذکر و یاد خداوند متعال در اهل تقوا، زمینه وصول به بصیرت و بیداری دل است. (إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَوْا إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِنَ الشَّیطَانِ تَذَکرُوا فَإِذَا هُم مُبْصِرُونَ) (اعراف: ۲۰۱)(ر.ک. فرهنگ قرآن، ج ۶)

آثار بصیرت

از بررسی آیات قرآن به نتایج زیر درباره آثار بصیرت می رسیم.

۱-  توحید: بصیرت باعث ره یافتن به توحید و قدرت خداوند می شود. (قُلْ أَرَأَیتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَیکمُ النَّهَارَ سَرْمَداً إِلَی یوْمِ الْقِیامَهِ مَنْ إِلهٌ غَیرُ اللَّهِ یأْتِیکم بِلَیلٍ تَسْکنُونَ فِیهِ أَفَلاَ تُبْصِرُونَ) (قصص: ۷۲) همچنین (رعد: ۱۶)

۲- انذارپذیری: از نشانه های بیدار دلی و بصیرت است. (وَمَا یسْتَوِی الْأَعْمَی وَالْبَصِیرُ وَمَا یسْتَوِی الْأَحْیاءُ وَلاَ الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللَّهَ یسْمِعُ مَن یشَاءُ وَمَا أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَّن فِی الْقُبُورِ إِنْ أَنتَ إِلَّا نَذِیرٌ) (فاطر: ۱۹، ۲۲، ۲۳)

۳- عبرت: عبرت آموزی از آثار بصیرت است. (مَثَلُ الْفَرِیقَینِ کالْأَعْمَی وَالْأَصَمِّ وَالْبَصیرِ وَالسَّمِیعِ هَلْ یسْتَوِیانِ مَثَلاً أَفَلاَ تَذَکرُونَ) (هود: ۲۴) همچنین (آل عمران: ۱۳؛ نور: ۴۴؛ غافر: ۵۸؛ حشر: ۲)

۴-  منفعت نفس: حاصل شدن منفعت برای نفس آدمی، از نتایج بصیرت و ژرف نگری است. (قَدْ جَاءَکم بَصَائِرُ مِن رَبِّکمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ…) (انعام: ۱۰۴)(ر.ک. فرهنگ قرآن، ج ۶، ص ۲۶۳ – ۲۶۴)

موانع بصیرت

غفلت انسان در دنیا، مانع بصیرت نسبت به حقایق آخرت است. (لَقَدْ کنتَ فِی غَفْلَهٍ مِنْ هذَا فَکشَفْنَا عَنک غِطَاءَک فَبَصَرُک الْیوْمَ حَدِیدٌ) (ق: ۲۲)(ر.ک. فرهنگ قرآن، ج ۶، ص ۲۶۸)

قرآن صاحبان بصیرت را به تفکر و عبرت فرامی خواند. گاه آنان را به بینش و دقت در وجود خود (وَفِی أَنفُسِکمْ أَفَلاَ تُبْصِرُونَ)        (ذاریات: ۲۱). پدیده های محیط اطراف سفارش می کند: (أَوَلَمْ یرَوْا أَنَّا نَسُوقُ الْمَاءَ إِلَی الْأَرْضِ الْجُرُزِ فَنُخْرِجُ بِهِ زَرْعاً… أَفَلاَ یبْصِرُونَ) (سجده: ۲۷) و گاه آنان را از سرنوشت گذشتگان زنهار می دهد و به عبرت گیری از آنها فرامی خواند. (وَاللّهُ یؤَیدُ بِنَصْرِهِ مَن یشَاءُ إِنَّ فِی ذلِک لَعِبْرَهً لأُولِی الْأَبْصَارِ) (آل عمران: ۱۳ و حشر: ۲)

آنان که از چشم عبرت و بصیرت بهره برده اند، توجهی به دنیا و لذات فانی آن ندارند و آن را با آخرت و قرب خداوند معاوضه نمی کنند. کفرورزی و گناه باعث خاموش شدن نور الهی در قلب انسان و کور شدن چشم بصیرت می شود. تعبیرهای گوناگونی در قرآن حاکی از بستن دل کافران و هدایت ناپذیری آنهاست. در این آیات از ترجیح دنیا بر آخرت (نحل: ۱۰۷ – ۱۰۸) نفاق و دورویی (بقره: ۱۷ – ۱۸) هواپرستی (جاثیه: ۲۳) روی گردانی از آیات الهی (کهف: ۵۷) سرسختی در پذیرش ایمان (انعام: ۱۱۰) و مواردی از این دست به عنوان موانع هدایت پذیری و روشنی چشم بصیرت سخن آمده است. خداوند کوری، کری، گنگی و مهر و موم شدن قلب اینان را در قرآن به خود نسبت می دهد. (أُولئِک الَّذِینَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَأَعْمَی أَبْصَارَهُمْ) (محمد: ۲۳ و بقره: ۷) ولی این نفی کننده نقش آنان در گمراهی خود نیست؛ زیرا آنان خود، از پذیرش سخن فطرت و بصیرتشان سر باز زده اند، و این موجب ضعف بصیرت و عقل نظری آنها شده است. در حقیقت انسان در آغاز تولد، فاقد علم حصولی است و خداوند هم ابزار علم حصولی را به وی می بخشد و هم فطرت او را با الهام از علم حضوری بهره مند می سازد. انسانی که از فطرت و شعور درونی خود بهره نبرد و در مسیر شهوت ها و غرایز نفسانی قرار گیرد، و ابزار ادراکی او (سمع، بصر و قلب) که باید معارف و اسرار عالم را بشناسد، با گناه آلوده شود، جایی برای تابش نور هدایت بر او باقی نمی ماند.(ر.ک. دایره المعارف قرآن، ج ۵، ص ۵۷۹ – ۵۸۰)

نتیجه گیری:

از تدبر در آیات قرآن و سخنان بزرگان دین به این نتیجه می رسیم که بصیرت تنها این نیست که ببینیم و بشنویم، بلکه باید از عبرت ها پند گرفت تا عبرت دیگران نشد. عقل تنها راه نجات و هدایت گر بشر به راستی ها و خیرخواهی است. انسان اگر چشم ظاهر نداشته باشد، اما با شناخت و بصیرت به هدف آفرینش و محیط پیرامونش بنگرد و بیندیشد، در زندگی موفق خواهد بود و دیگران را نیز می تواند هدایت کند.

منابع:

۱ قرآن کریم.

۲ دائره المعارف قرآن کریم، جلد پنجم، ۱۳۸۵، قم، موسسه بوستان کتاب.

۳ فرهنگ قرآن (کلید راهیابی به موضوعات و مفاهیم قرآن کریم)، هاشمی رفسنجانی، جلد ششم، قم، مؤسسه بوستان کتاب.

۴ میزان الحکمه، محمدی ری شهری، جلد دوم.

۵ معارف و معاریف (دایره المعارف جامع اسلامی)، سید مصطفی حسینی دشتی، جلد دوم.مرضیه ندافی: مدرس دانشگاه پیام نور

پاسخ دهید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.