۰۷:۰۰ - شنبه ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰

چه فرخنده شبی و مبارک سحری!

ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم. و از شب قدر چه آگاهت کرد. شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است. در آن شب فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان براى هر کارى که مقرر شده است فرود مى آیند.

به گزارش شاهین پرس؛ حجت الاسلام حسن بابایی/ شب قدر شبى است که در آن قرآن بر پیامبر عظیم الشأن اسلام نازل شده است و فضیلت عبادت در این شب از تمام شبها بیشتر است. در این شب مقدرات یک سال انسان معین مى گردد. از با فضیلت ترین اعمال در چنین شبى «احیاء» مى باشد که به معناى پاس داشتن یک شب تا صبح است. پس جا دارد که در چنین شبى انسان از اعمال زشت خود استغفار نماید چرا که شب توبه است و خداوند در آن بندگانش را مورد اکرام خاص خود قرار مى دهد. لسان الغیب سروده است:

چه مبارک سحرى بود و چه فرخنده شبى آن شب قدر که این تازه براتم دادند

هاتف آن روز به من مژده این دولت داد     که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند

به جرئت مى توان گفت برجسته ترین آیات قرآن در مورد شب قدر و فضیلت آن است که خداوند متعال مى فرماید: ما قرآن را در شب قدر نازل کردیم. و از شب قدر چه آگاهت کرد. شب قدر از هزار ماه ارجمندتر است. در آن شب فرشتگان با روح به فرمان پروردگارشان براى هر کارى که مقرر شده است فرود مى آیند. آن شب تا دم صبح صلح و سلام است

 * دلایل اهمیت فضیلت شب های قدر 

از جمله دلایل فضیلت شب قدر بلکه والاترین جنبه فضیلت آن نزول قرآن کریم در این شب مى باشد که به صورت یک باره بر قلب مقدس پیامبر اعظم (صلى الله علیه و آله) نازل گردید و در بقیه عمر مبارک ایشان به صورت تدریجى انجام گرفت. قرآن کریم یکى از علل فضیلت ماه رمضان را همین معنا برشمرده و مى فرماید: (شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن هدى للناس و بینات من الهدى و الفرقان)؛ ماه رمضانى که قرآن را در آن فرو فرستادیم؛ کتابى که مردم را راهبر و متضمن دلایل آشکار هدایت و میزان تشخیص حق از باطل است.

قرآن کریم علت دیگر فضیلت این شب بزرگ را تعیین مقدرات انسان قلمداد نموده و مى فرماید: (انّا انزلناه فى لیله مبارکه انّا کنّا منذرین – فیها یفرق کل امر حکیم)؛ ما قرآن را در شبى فرخنده نازل کردیم؛ زیرا که هشدار دهنده بودیم. پس در آن شب هر کارى محکم و استوار مى شود.

نوعاً در ادبیات دینى ما هر یک از آموزه هاى اسلامى داراى وجهى براى نام گذارى است و تسمیه آن برخاسته از یک ویژگى یا یک علقه معنایى است که بین اسم و معناى آن وجود دارد. به عنوان نمونه احادیث نسبتاً زیادى در مورد وجه تسمیه «رمضان» وجود دارد. پیامبر اعظم (صلى الله علیه و آله) در حدیثى فرمود: (انما سمى الرمضان لانّه یرمض الذنوب)؛ «رمضان، رمضان نامیده شد که گناهان را از بین مى برد». نیز در جایى دگر فرمود: (سمّى الرمضان لشده الحرّ)؛ «از آن رو رمضان به خاطر شدت گرما رمضان نامیده شد.». در مورد نام گذارى شب قدر نیز امام رضا (علیه السلام) فرموده است: ماه رمضان ماهى است که در آن قرآن نازل گشته است و در این ماه به پیامبر(صلى الله علیه و آله) وحى شده و در آن شب قدر است؛ شبى که از هزار ماه بالاتر است. در آن شب هر کارى محکم و برقرار مى شود و مسائلى که در طول سال از نیکى و بدى، سود و زیان، روزى و زندگى و مرگ وجود دارد رقم زده مى شود و به همین جهت است که «قدر» نامیده شده است.

* پنج چیزی در ماه مبارک رمضان به امت پیامبر اسلام(ص) داده می شود

شب قدر بهترین فرصت براى طلب بخشش و آمرزش گناهان از خداوند است، پروردگار در این شب عنایت ویژه اى به بندگان خود دارد و در واقع آن را بهانه اى جهت آمرزش بندگان خود قرار داده است. پیامبر اعظم (صلى الله علیه و آله) در روایتى وجود شب قدر را غایت لطف خدا به امت خویش برشمرده، مى فرماید:

به امت من در ماه رمضان پنج چیز داده شده که به امت هیچ پیغمبرى پیش از من داده نشده است. اما عطاى اول: هرگاه شب اول ماه رمضان فرا رسد خداوند به سوى بندگان نظر مى کند و کسى که خدا به او نظر کرده تا ابد عذاب نمى شود. دوم: بوى بد دهان آنان که در نزد خدا شب زنده دارى مى کنند خوشبوتر از بوى مشک مى شود. سوم: ملائکه براى ایشان در شب و روز استغفار مى کنند. چهارم: همانا خداوند عزوجل بهشت خویش را امر مى کند که استغفار کند و تزیین شود براى بندگان. پس چه نزدیک است که سختیهاى دنیا آنها را در خود فرو برد و مى روند به سوى بهشت و کرامت من. پنجم: پس هر گاه شب آخر فرا رسد خداوند همه بندگان را مى آمرزد.

مردى گفت: یا رسول اللّه در شب قدر؟ پیامبر(صلى الله علیه و آله) فرمود: مگر نمى دانى که کارگران هرگاه کارشان تمام شود، مزد به آنها مى دهند.

هم چنین روزه داران در دعاى روز قدر به درگاه خدا دست بلند کرده و مى خوانند: (اللهم ارزقنى فیه فضل لیله القدر و صیّر امورى فیه من العسر الى الیسر و اقبل معاذیرى و حطّ عنّى الذنب و الوزر یا رئوفا بعباده الصالحین)؛ بار خدایا! فضل شب قدر را در این روز بر من روزى کن و کارهایم را از سختى به آسانى روا گردان و عذرم را بپذیر و گناهانم را بریز اى مهربان به بندگان نیکوکار.

اگر چه در مورد شب قدر سؤالهایى وجود دارد و به طور مشخص معلوم نیست که دقیقاً چه شبى از سال مى باشد اما در بین سه شب قدرى که وجود دارد احتمال شب سوم بیشتر است. در مورد نشانه هاى شب قدر و تفاوت آن با دیگر شبهاى سال نیز روایاتى وجود دارد. محمد بن مسلم مى گوید: از امام باقر (علیه السلام) درباره علامت شب قدر پرسیدم، فرمود: علامت شب قدر این است که بوى خوش از آن پخش مى شود. اگر در سرماى زمستان باشد گرم و ملایم و اگر در گرماى تابستان باشد خنک و معتدل و نیکو خواهد بود». امام صادق (علیه السلام) نیز در روایت دیگرى روز آن را از نظر لطافت آب و هوایى مانند شبش دانسته و مى فرماید: (لیله القدر فى کل سنه و یومها مثل لیلتها)؛ «شب قدر در هر سالى هست و روز آن مانند شبش نیکوست.

روزى شخصى خدمت یکى از حضرات معصومان (علیهم السلام) سخن از شبهاى مبارک رمضان و لیالى قدر به میان مى آورد و فضیلت آن را از حضرت سؤال مى کند. حضرت شروع به شمردن خصایص و فضایل شب قدر مى نماید. شخصى در مجلس حضور داشت و با شنیدن آن آه حسرتى کشید که چرا شب قدر را به غفلت گذرانیده است.

حضرت به او رو کرد و فرمود: پاداش تو از همه آن کسانى که دیشب (شب قدر) را تا صبح بیدار بودند و عبادت کردند بیشتر است؛ زیرا در آن شب تو آب نوشیدى و یاد از لب تشنه ابا عبداللّه کردى و گفتى: سلام بر حسین و لعنت بر قاتلان او. همین مسئله سبب شد که بهترین عبادت را در نامه عملت بنویسند

آورده اند که «حاج محمد ابراهیم کلباسى» که از معاصران «میرزاى قمى» و «سید شفتى» و از شاگردان «بحر العلوم» و… بود شب قدر را با عبادت ادراک مى کرد؛ زیرا مدت یک سال هر شب را تا صبح عبادت مى کرد و معلوم است که شب قدر از شبهاى سال بیرون نیست.

صاحب ریاض در راه علم محنت بسیار کشید. مشهور است که آن جناب علم را به گریه و زارى و مناجات از درگاه بارى تعالى تحصیل نموده؛ زیرا ظاهراً مدّت تحصیلش آن قدر نبود که بتوان به این مرتبه بلند رسید و مى گویند وى شبهاى جمعه را تا صبح احیاء مى کرد و به عبادت خداوند متعال مشغول بود. در احوال ایشان چنین نوشته اند: «عبادت آن جناب چنان بود که همیشه به خصوص در شبهاى ماه مبارک رمضان از نصف شب تا طلوع صبح صادق به مسجد خود مى رفت و تا صبح به مناجات و ادعیه و تضرع و زارى و تهجد اشتغال داشت و مناجات «خمس عشره» را از حفظ مى خواند و بر این روش و شیوه پسندیده استمرار داشت تا همان شب که شربت شهادت نوشید. مکرر در فصل زمستان دیده مى شد که در پشت بام مسجد خود در حالى که برف به شدت مى بارید در نیمه شب پوستینى بر دوش و عمامه اى بر سر داشت و مشغول تضرع و مناجات بود و با حالت ایستاده و دستها را به سوى آسمان بلند کرده تا اینکه برف سراسر قامت مبارکش را از سر تا پا سفیدپوش مى کرد».

مرحوم «شیخ عباس قمى» در شرح حال این عالم بزرگوار مى نویسد:… این سید جلیل، بَکّاء و کثیرالمناجات بود. نقل شده که شبى از شبهاى قدر داخل حرم امیرمؤمنان (علیه السلام) شد. بعد از زیارت، نشست پشت سر ضریح مقدس و شروع کرد به خواندن دعاى «ابوحمزه ثمالى». همین که شروع کرد به کلمه «الهى لا تؤدبنى بعقوبتک» گریه او را فرا گرفت و پیوسته این کلمه را مکرر کرد و گریه کرد تا غش کرد و او را از حرم مطهر بیرون آوردند.

انتهای پیام/

پاسخی بگذارید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.