۱۷:۰۱ - دوشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۹۴

آن ها با دست بسته مقاومت کردند، ما با دست باز چه کریدم؟!

هشدار ۱۷۵ قهرمان دست بسته به دست های باز و آغوش های گشاده

اما بگذار بگویم کاش مادران این ۱۷۵ شهید زنده نباشند و روایت کشته شدن فرزندان شان را نشنوند والا قامت شان از نو خم می شود و سوز جگرشان از نو ذوب شان خواهد شد…

به گزارش پایگاه خبری شاهین نا؛ برای ۱۷۵ قهرمان دست بسته ای  می نویسم که دست دلم را باز کردند برای از درد نوشتن…

از درد غیرت نالیدن…

از درد دین…

و از درد انقلابی که برای آبادانی اش جوانان بسیاری زیر خروارها خاک خوابیدند و عطای آرزوهایشان را به لقایش بخشیدند و هنوز که هنوز است بعد از گذشت سال های سال، خانواده هایشان قامت راست نکرده اند و زخم نبودن عزیزان شان آزارشان می دهد.

عملیاتی لو رفت. نمی دانم چه کسی لو داد و پشت پرده های آن شب وحشت چه بود؟

شاید روزی تاریخ، شیپور رسوایی خائنان را زد.

اما هر چه بود در آن شب ۱۷۵ پدر قامت خمیده….

۱۷۵ مادر خون به جگر

همسرانی دل شکسته

و خدا می داند چند فرزند، به جرگه چشم انتظاران داغدیده پیوستند و خدا می داند تا این زمان چه بر سرشان رفت و چه خون دل ها خوردند

از وقتی این خبر را شنیده ام بغض امانم نمی دهد

از وقتی عکس دست بسته شهدای غواص را دیده ام، اشک هم آرامم نمی کند

من نه پدر شهیدی دارم نه برادر شهیدی …

اما حالم انگار حال مادر جگر خونی است که روایت قتل فرزندش را مقتل به قتل برایش شرح داده باشند

آرام نمی شوم

این خبر هولی به دلم انداخته و سخت در فکرم و در بغض و اشک غوطه می خورم

بی رحمانه است

اما بگذار بگویم کاش مادران این ۱۷۵ شهید زنده نباشند و روایت کشته شدن فرزندان شان را نشنوند والا قامت شان از نو خم می شود و سوز جگرشان از نو ذوب شان خواهد شد.

و مار خوش خط و خال هجران که سال های سال گوشه قلب شان جا خوش کرده است دمادم بیدار می شود؛ دمادم نیش می زند و مغز استخوانشان را می سوزاند و هماره سوختنی و ساختنی نو تا به هنگام مرگ…

نمی دانم در آن شب بر برادران قهرمانم چه گذشت؟

نمی دانم بستن دست ۱۷۵ قهرمان از جان گذشته چقدر زمان برد؟

اما بدون شک روایت تصویری از اشک و لبخند بوده و وصیت ها و شهادتین گفتن هاست

دلخوشم اگر در آن سکوت رعب آور اروند کسی نبوده تا درد دل شهدای غواص را بشنود

بدون شک هر کدام هنگام زنده به گور شدن شان سر بر بالین امام حسین(ع) گذاشتند و بر بال ملائک تا عرش کبریایی بدرقه شدند

برادر شهیدم

قهرمان من تویی؛ وقتی تمام آروزهایت را دسته گلی کردی و در قامت قدت به اروند سپردی

اما این روایت تلخ پر کشیدن جوانانی است که رفتند تا ۷۰ میلیون انسان در یک سرزمین زخم خورده و ستمدیده به آرامش برسند و امنیت پیشه راه شان باشد

و گاه و بیگاه خبری می آورند از آن سوی بهشت

و روایتگر جان فشانی های جوانان این مرز و بوم می شوند برای حفظ آب و خاک و ناموس

باشد درس عبرتی برای آنان که این روزها، با دستان باز و آغوشی گشاده با گرگ ها لبخند می زنند و دل به کفتارها خوش کرده اند

و برای آنان که آرزو های جوانان این سرزمین را در قالب ارقام هزارمیلیاردی در حساب های بانکی خود و خانواده های شان می خوابانند تا رفاه و آسایش را از سر سفره های این ملت رنج دیده بردارند و کج کنند راهی را که سال ها پیش عده ای با خون خود هموار کردند

و به واقع قدر خون شهدا را چه کسی می داند؟

اختلاس گران بی درد و بی باک، با کت و شلوارهای میلیونی

و یا ساپورت پوشان هزار رنگی که نقش بی حیایی را بر سر و گوش این  جامعه زخم خورده حک کرده اند؟

روایت تلخ اخیر ۱۷۵ غواص قهرمان با دستان بسته و تصویر زنده به گور کردن شان، باید تلنگری باشد برای آنان که دستی بر آتش بیت المال دارند و گنجینه آسایش مردم را به بیت الحال خود و خاندان شان مبدل کرده اند

باید تلنگری باشد برای آنان که پشت میز ریاست نشسته اند و تکیه بر اقتدار قلم شان قوانینی را لغو و یا تصویب می کنند که منفعت خواص و خانه خرابی عوام را در بردارد

ای آنکه بر مسند قدرت تکیه کرده ای!

این دست های بسته، دست تو را باز گذاشت تا به این مردم رنج دیده خدمت کنی؛ نه اینکه اسباب عیش خود و خاندانت را در این دوره کوتاه مدیریتی فراهم کنی

باید عکس این ۱۷۵ شهید مظلوم را قاب کرد و گذاشت در قاب اتاق فکر مسوولان

تا قسم نامه ای شود برایشان

برای تصمیم های گاه و بیگاه شان

برای وقتی به رانت می اندیشند

و برای وقتی که به بیت المال ناظر ندیده خیره می شوند

برای وقتی که امنیت و آرامش را فقط و فقط در مذاکره با گرگ ها می بینند و با کفتارها هم قدم می شوند

باشد که هوشیار باشند و سرنوشت مملکتم را از دست کسانی نخواهند که روزی برای قتل های دست جمعی جوانان کشورم نقشه ها ریختند و مادران و پدران و همسرانی را قد خمیده کردند

چندی پیش بود که یک گول خورده منتسب به امام خمینی (ره)، در صفحه شخصی فیس بوک خود متنی منتشر کرد سراسر اهانت به امام خمینی(ره) و شهدا و خانواده هایشان

و دل شکستگی خانواده های شهدا را به دنبال داشت و باعث شد تا فرزند سردار شهیدی طی نامه ای اینگونه پاسخ بدهد که:

«این رفتارها فقط باعث می‌شوند در جنگ بعدی کسی برایشان نجنگد و خواهر و مادر و دختر و باقی زنان فامیل و آشنایشان مثل سده‌های گذشته در زیر دست و پای سربازان دشمنان شرقی و غربی قرار بگیرد … و کشورشان دوباره تجزیه شود و از این هم کوچک‌تر گردد….»

و این عبارات تنها و تنها به دلیل رفتار نادرست و نسنجیده کسانی است که سکان این مملکت اسلامی را با عناوین مختلف در دست دارند

و من روی سخنم به تمامی مسئولان و منتسبان به این انقلاب است

هر قدمی که برمی داری که دورشدن تو را از راه امام و شهدا روایت می کند

گویی دست من جوان را هم می گیری و قدمی از اعتقادات و باورهای دینی ام دور می کنی

و تو مسئول باورهای دینی من جوانی

پس مواظب باش تا در کسوت دین و زیر سایه انقلاب به بیت المال تعرض نکنی و قوانین منفعت طلبانه برای خواص و خانه خرابی برای عوام وضع نکنی که بدون شک باید جواب پیامبر عظیم الشان، امام راحل و شهدای مظلوم را بدهی

«۱۷۵» این عدد هم مثل تمامی اعداد و رقم های تاریخی در حافظه تاریخی این مملکت خون دل خورده ثبت خواهد شد

امید است که «رقم قسم نامه خوش خدمتی» تو باشد

منبع: صاحب نیوز

همچنین بخوانید:

پاسخی بگذارید

توجه: از انتشار نظرات توهین آمیز معذوریم.