یک ایران در این نماز اشک ریخت
کدخبر: 98195
۱۴ تیر ۱۴۰۵ در ساعت ۹:۴۴ قبل از ظهر
به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «شاهین پرس»؛ تهران در این دو شبانهروز، نه شهری بود و نه پایتختی؛ تهران تبدیل به ماتمسرای یک امت شده بود. خیابانهای منتهی به مصلای امام خمینی(ره) از سحرگاه شنبه تا شامگاه یکشنبه، شاهد رخدادی بینظیر در تاریخ معاصر ایران بودند؛ میلیونها نفر از گوشهوکنار این سرزمین، با پای پیاده، با اتوبوس، با قطار و هر آنچه که میتوانست آنها را به این میدان برساند، خود را به پیکر مطهر قائد شهیدشان رساندند تا برای آخرین بار، چهره محبوبشان را زیارت کنند.
* مصلی در آستانه انفجار جمعیت
از همان دقایق نخستین بامداد شنبه، درهای مصلی به روی عزاداران گشوده شد. اما این درها هرگز کافی نبودند. ستاد برگزاری مراسم که پیشبینی حضور گسترده را کرده بود، تمامی درهای ورودی را باز گذاشت، با این حال صفوف جمعیت تا کیلومترها آنسوتر و حتی بزرگراههای اطراف را مسدود کرده بود. آنچه در این دو شب رخ داد، از تصور هر تحلیلگری فراتر میرفت؛ جمعیتی که نه تنها در صحنها و شبستانهای مصلی، بلکه در تمامی پیادهروها، خیابانهای فرعی و حتی بامهای ساختمانهای اطراف جای گرفته بودند.
خبرنگاران حاضر در محل، گواهی میدهند که این ازدحام، یادآور حماسههای ۲۲ بهمن و تشییعهای تاریخی امام خمینی(ره) بود، اما با این تفاوت که این بار، اندوهی عمیقتر و داغی تازهتر بر دلها سنگینی میکرد. پیرمردهایی که عصا به دست، خود را با زحمت به صفوف میرساندند، زنان سیاهپوشی که کودکان را در آغوش گرفته بودند، جوانانی که تا پاسی از شب در همان هوای گرم تهران ایستاده بودند و نوجوانانی که بر دوش پدران، پرچمهای سرخ عاشورا را به اهتزاز درمیآوردند؛ همه و همه در این ماتم بزرگ سهیم بودند.
* شبهای بیخواب تهران؛ سرودهایی که از دل برمیخاست
شب یکشنبه، مصلی رنگ و بوی دیگری به خود گرفت. در حالی که ستارگان آسمان تهران با چشمانی خیس، به این سوگ عظیم مینگریستند، مداحان اهل بیت(ع) با نوحههای سوزناک، دلهای میلیونی را به تپش درآوردند. محمود کریمی، که این شبها یکی از غمانگیزترین شبهای عمر خود را تجربه میکرد، با صدایی که میلرزید و اشکهایی که بر گونههایش جاری بود، مصلی را به حسینیهای بزرگ تبدیل کرد.
در میان این فضای غمآلود، اما شعارهایی که از دل جمعیت برمیخاست، نشان از روحیه مبارزاتی این ملت داشت. لبیک یا خامنهای، لبیک یا حسیناست و یا منتقم، انتقم در هر گوشهای طنینانداز بود. اما شاید تأثیرگذارترین شعار، همان خدانگهدار رهبر شهیدم بود که هر بار تکرار میشد، هقهق جمعیت اوج میگرفت. مردان و زنان، پیران و جوانان، همگی در این وداع تلخ، بیاختیار اشک میریختند. برخی از اهالی تهران که از همان صبح شنبه در مصلی مانده بودند، با چشمانی خسته و گلوهایی خشک، اما دلهایی لبريز از عشق، تا آخرین لحظات ایستادگی کردند.
* انبوه جمعیت، ناتوانی هر گونه شمارشی
نکته قابل تأمل در این مراسم، ناتوانی در شمارش جمعیت بود. ستاد برگزاری، با استناد به تصاویر ماهوارهای و برآوردهای پلیس، میزان حضور را بیش از ۲ میلیون نفر در محوطه مصلی و خیابانهای اطراف برآورد کرده است. با این حال، بسیاری از ناظران حاضر در محل، این آمار را کمتر از واقعیت میدانستند. آنچه مسلم است، این بود که خیابانهای منتهی به مصلی از میدان آزادی تا میدان انقلاب، عملاً به پارکینگ عظیم پیادهروها تبدیل شده بود و هیچ خودرویی توانایی تردد نداشت. نیروهای انتظامی و امدادی، با تمام توان، سعی در کنترل این موج عظیم داشتند، اما قدرت جمعیت، آنها را نیز در میان امواج خروشان خود غرق کرده بود.
* وداعی که تمامی ندارد
با اقامه نماز میت، سیل جمعیت به سوی پیکرهای مطهر هجوم آورد. هر چند این وداع تنها چند دقیقه به طول انجامید، اما حاضران، لحظاتی را تجربه کردند که تا پایان عمر در خاطرشان خواهد ماند. آنان که موفق شدند پیکر را لمس کنند، با چشمانی گریان و دستانی لرزان، آخرین سلام را نثار قائد خود کردند. آنان که در صفهای انتهایی ایستاده بودند، با نگاههایی حسرتبار و اشکهایی که بیامان جاری بود، از دور به پیکر مطهر نگریستند و برای وداعی که هیچگاه پایان نمیپذیرد، اشک ریختند.
انتهای خبر/
تمامی حقوق برای پایگاه خبری شاهین پرس محفوظ می باشد.